سوسکه رسید به لونه اش گفتم سریع بجنبین خلاصه اومد بیرون
دید خونه اش رو آب برده خانم سوسکه تو خونه ست خانم سوسکه با زحمت
سریع دوید ببینه صدایی گفت از اون ور اصلا نباش نگران
آب زنش رو نبره؟ هل نکنین که وقت هست که هست خوب و سلامت
مورچه اومد پیش اون آتشنشان موشه زود آقا سوسکه بهش گفت
با لبی شاد و خندون خودشو رسوند با سرعت قربون تو مورچه جون
گفتش نباش ناراحت دمش رو فوری انداخت تا آخر عمرم من
زنت اومده خونمون درون آشیونت به تو هستم مدیون
دیدم یه ساعت پیش خانم سوسکه چه عالی آقا سوسکه با لبخند
شبنم چکید تو لونت دمش رو با دندون گرفت نگاهی به مورچه انداخت
من به 125 بی چاره آقا موشه بعدش یه ماچ سوسکی
خبر دادم به سرعت لبش رو از درد گاز گرفت به روی گونه اش انداخت!

