تبليغاتX
چشمک بزن ای آلبالو!

چشمک بزن ای آلبالو!

می خواستم بگویم «گفتن نمی توانم»/آیا همین که گفتم یعنی همین که گفتم؟

ملکه ويکتوريا

تولد:24 می 1819

پارتی دارترین شاه:علاوه بر تبار پادشاهی بریتانیا پدر خوانده اش الکساندر اول تزار روسیه،دایی اش لئوپولد اول پادشاه بلژیک،عمویش شاه هانوور،شوهر عمه اش شاه وور تمبرگ،داماد،نوه و نبیره اش امپراتور آلمان، دو تا شوهر عمه ی پدر بزرگش پادشاهان هلند و دانمارک،شوهر نوه هاش نیکلای دوم تزار روسیه و هاکون هفتم شاه نروژ بودند، او با شاهان پروس و یونان هم از چند طرف فامیل بود...

خوش شانس ترین شاه:پدر بزرگش جرج سوم 14 تا بچه داشت.پسر اول شاه شد ولی بچه هایش مردند،پسر دوم در زمان حکومت پسر اول مرد و لذا حکومت به پسر سوم رسید که بچه دار نمی شد.بابای ویکتوریا پسر چهارم بود و خودش و سه تا برادر ویکتوریا زود مردند در نتیجه ویکتوریا در 11 سالگی ولیعهد عمویش (همان پسر سوم معروف به ویلیام چهارم)شد.اگر عمو جان که سال ها در بستر بیماری بود فقط 27 روز زودتر می مرد ویکتوریا به سن قانونی نرسیده بود و شاید اصلا ملکه نمی شد ولی باز هم شانس آورد .ویکتوریا از 7 ترور،زایمان 9 بچه و انواع بیماری ها تا 82 سالگی جان سالم به در برد و رکورد طولانی ترین سلطنت را در تاریخ انگلستان به دست آورد...

گنده ترین شاه:فی الواقع اگر همه ی مولفه های گندگی را باهم در نظر بگیریم (از تپل بودن و سن وسال گرفته تا میزان نفوذ و علی الخصوص وسعت امپراتوری)ویکتوریا می تواند درست ترین و حتی درشت ترین گزینه باشدکه قلمرویش بزرگترین پادشاهی تمام تاریخ بوده است.ویکتوریا عصر انقلاب (1840 تا 1870) را به خوبی پشت سر گذاشت و به امپراتوری (دهه ی 1880 به بعد)رساند.جنگ های روسیه و عثمانی،جنگ های داخلی پرتغال ،آمریکا و سودان ،انضام رسمی هند،یکپارچگی آلمان و ایتالیا و جنگ بوئرها(که در نهایت او را دق مرگ کرد)در عصر وی اتفاق افتادند. او با جلوگیری از دخالت انگلستان در جنگ های داخلی آمریکا به نفع جنوبی ها جلوی تغییر تاریخ را گرفت و با حمایت قوی از ایده ی امپریالیسم مرد محبوبش دیزرائیلی،برای اولین بار رک و راست گفت:ما نه برا ی حق می جنگیم،نه برای دفاع از مظلوم و نه برای دین. ما تنهابه خاطر منافعمان خواهیم جنگید. عصر او آخرین دوره ی طلایی انگلستان از نظر سیاسی،نظامی،اقتصادی،علمی،ادبی و هنری بود.کیلینگ شاعردرباره اش دراوج این دوران سروده است:

باش با ما ای خداوند کریم/ تا مبادا خویش از خاطر بریم!                                              

                              * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

سلام! فعلا چیزی به ذهنم نمی رسه که بنویسم ...فعلا همین ها رو بخونید تا بعد چی بشه...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آبان 1386ساعت 21:36  توسط نگار یاریان  |