تبليغاتX
چشمک بزن ای آلبالو!

چشمک بزن ای آلبالو!

می خواستم بگویم «گفتن نمی توانم»/آیا همین که گفتم یعنی همین که گفتم؟

 سلام

خب مثل اينکه من بايد يه عالمه توضيح بدم که اينجا چه خبره!!!!

من اين وبلاگ رو در اصل برای اين درست کردم چون 10 نمره از 20 نمره‏ی درس کامپيوترم برای درست کردن وبلاگ بود ولی آخرش هم دبير بی‏معرفتمون که اول می‏گفت 10 نمره دارد 2 نمره به وبلاگ اختصاص داد و حرص منو کلی درآورد!!!

بعدشم من وقتی اين مطلب‏ها رو توی وبلاگ آپديت کردم اصلا منظوری نداشتم که نوشته‏های خودمه خب؟ چون کسايي که وبلاگ رو می‏ديدند همه می‏دونستند که نوشته‏ها مال خودم نيست!!

اين از اين!!

ولی همونطور که می‏بينيد چند وقتی هست که هيچی آپديت نکردم و تمام مطالب تاريخش مال قرون وسطاست!!

ولی وقتی تعطيلاتم شروع شد تصميم گرفتم دوباره توی وبلاگم بنويسم!!

پس خودتان شاهد هستيد که همين الان هم کلی تغيير کرده!

و ممنونم از پرنيان جونم که زحمتی از دوش من برداشت و منابع نوشته‏های قبلی رو دقيقا اعلام فرمود!!

با تشکر

 

واما جواب دوستان عزيزم:

علی جان واقعا ممنون کلی ذوق کردم وقتی لينکم رو ديدم!تازه ذوق مرگ هم شدم وقتی اسمم رو اون پايين ديدم!!

آقای شاهين اگه می‏خوای بدونی من دقيقا 15 سال و 4 ماه و 13 روزمه و ممنونم که به وبلاگم سر زدی!! و خوشحال باش که سارق ادبی ديگه فقط تو نيستی!!

پرنيان عزيزم واقعا باهوشی و حافظه‏ی قويي داری!! سعی خودت رو در هرچه بيشتر مچ گرفتن بکن!!مادرم!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1385ساعت 18:45  توسط نگار یاریان  |